با كودك عصباني بايد اساسي برخورد كنيم تا بتوانيم روش هاي جديد ارتباط با او را بيابيم: 1- اولين كاري كه بايد انجام دهيم اين است كه عصبانيت او را بپذيريم و تشخيص دهيم كه چه چيزي او را عصباني كرده است. 2- بايد به كودكان اطمينان دهيم كه مي خواهيم او را درك كنيم. اگر كودكان از صميم قلب تشويق شوند كه درباره احساسات شان صحبت كنند سرانجام مي توان مشكلاتي كه شكل عصبانيت به خود گرفته اند را تشخيص دهيم و بدين ترتيب در رفع آنها كمك كنيم. 3 - بايد سعي كنيم مشكلاتي را كه در قالب عصبانيت بروز مي كنند مورد خطاب قرار دهيم. وقتي كودك را متوجه كنيم كه مي دانيم رفتار او ناشي از چه مشكلي است او مطمئن مي شود كه به اساس نيكي وجودش ايمان داريم و همه چيز رفع خواهد شد. 4- كودك را بايد مطمئن سازيم كه عصبانيت وي يا هر چيزي كه پشت اين خشم پنهان است، هيچ گونه آسيبي به روابط وي با ما نخواهد زد. بسياري از كودكان مايل نيستند تفكرات و احساساتشان را براي ما بگويند، چون معتقدند كه اگر صادق و رو راست باشند ما از سخنانشان تعجب مي كنيم و عصباني مي شويم. 5- بايد به عصبانيت كودك حتي اگر مستقيماً متوجه ما باشد اهميت بدهيم. بعضي مواقع كودك از دست پدر يا مادرش كه به او توجه كافي ندارند عصباني مي شود. به هر حال اگر كودك بپرسد كه چه چيزي موجب عصبانيتش شده است، مؤثرتر خواهد بود. كودك در سن ۵ سالگي توانايي زيادي دارد تا فكر و احساسش را بيان كند به شرط اين كه در محيطي امن و مطمئن قرار داشته باشد، يعني مطمئن باشد اگر بگويد چه احساسي دارد شما عصباني نمي شويد يا به او گوشه و كنايه نمي زنيد و او را به لوس يا خودخواه بودن متهم نمي كنيد.
+ نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387ساعت 1:24 توسط س |
1- خودت تصميم بگير کودک و دوستش در اتاق مشغول بازي هستند. سر و صداي آنها باعث اذيت و آزار شماست، بهتر است بگوييد: «بچهها تصميم بگيريد يا بيسر و صدا بازي کنيد، يا از اتاق خارج شويد.» اگر بعد از 5 دقيقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگوئيد: «خوب ميبينم تصميم گرفتيد که برويد بيرون از اتاق.» اين جمله، شما را از داشتن نقش منفي نجات ميدهد. زيرا آنها ميدانند اين تصميم آنها بوده که منجر به اين نتيجه شده است. به اين ترتيب کودک مسئول عمل خودش است. 2- من تو را دوست دارم ولي اين کار تو را نميپسندم. هدف از وضع قوانين، آموزش رفتارهاي مناسب است نه تنبيه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض ميکنيد ولي محبت خود را به او قطع نمي کنيد. 3- از تو ميخواهم مشکل مرا حل کني. اگر کودک کاري را انجام ميدهد که باعث رنجش شماست، به او بگوييد که دچار مشکل شدهايد. ازاو بخواهيد در حل مشکل به شما کمک کند. در اين صورت او که خود را دشمن شما نميبيند خود را موظف ميداند کاري انجام ندهد که براي شما مشکل آفرين باشد. اگر به رضايت خاطر شما اهميت دهد، رفتار بد را خاتمه خواهد داد: «صداي بلند تلويزيون باعث مي شود دچار سردرد شوم.» 4-احساس تو را درک ميکنم وقتي کودک عصباني است جملاتي را به کار ميبرد تا ديگران را متوجه احساس خود کند. «از تو متنفرم» يا «خيلي بدي». اين تنها جملاتي است که همه ذهن او را پرکرده. شما ميتوانيد به او کمک کنيد تا جمله مناسب را به کار ببرد. 5- «آيا دوستت چيزي گفته که واقعيت ندارد و تو عصباني شدهاي؟» افراد متفاوت، نيازهاي متفاوتي دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدين ميگويند: «عدالت را رعايت کنيد. منصف باشيد.» و اين جملات زماني مطرح ميشوند که کودک ميخواهد وسيله ي خاصي برايش تهيه شود. صرفاً به اين دليل که براي برادرش تهيه شده است. 1- مناسب سن خودت رفتار کن!! گاه والدين به رفتار کودک انتقاد ميکنند؛ زيرا آن رفتار تأثير بدي بر بزرگترها داشته است. در صورتي که رفتار کودک، نشاندهنده ي احساس دروني اوست و والدين وظيفه دارند احساس کودک را درک کنند. کودک شش سالهاي که نميداند چه ميخواهد و گريه ميکند ، يا کودک چهار سالهاي که از محدود شدن در صندلي اتومبيل ناراحت است و گريه ميکند ، هر دو متناسب سنشان عمل ميکنند اگر چه ما انتظار داريم رفتار آنها ما را آزار ندهد. به جاي اين که به کودک بگوييد «مناسب سن خودت عمل کن.» بگوييد: «به نظر ميرسد واقعاً عصباني هستي» ميدانم وقتي چنين اتفاقي ميافتد بسيار ناراحتکننده است.» اين جملات به کودک آرامش ميدهد و شرايط را قابل تحمل خواهد کرد. 2- شوخي کردم. دست انداختن کودک اگر چه ظاهراً شرايط را شاد ميکند ولي در واقع به شدت مخرب است. هنگامي که کودک عصباني است، خنديدن به او باعث ميشود احساس بدتري پيدا کند. شما به عنوان والدين کودک وظيفه داريد او را حمايت کنيد نه اين که باعث اذيت و آزار او شويد. اگر چنين منظوري نداريد هنگامي که کودک ناراحت است شاد نباشيد. 3-چرا مثل [...] نيستي؟ زماني که کودک خود را پايينتر از ديگري احساس کند ، روحيه ي خود را ميبازد و دست از فعاليت خواهد کشيد. شما بايد ضعف و قوت کودکان را بپذيريد و آنها را تشويق کنيد بر اصلاح رفتار خودشان. 4- ندو و گرنه ميافتي !! عليرغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن اين نوع جملات باعث ميشود کودک بيافتد. زيرا به او القا ميکنيد منتظريد که او به زمين بخورد و اين براي کودکي که تلاش ميکند مستقل باشد بسيار مضر است. بهتر است در اين موارد بگوييد. «قبل از دويدن از محکم بودن بند کفشهايت مطمئن باش.» در اين صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کردهايد نه ناتواني کودک. 5- چي بهت گفتم؟؟؟؟؟ چرا سوالي را ميپرسيد که خودتان جواب را ميدانيد؟ انتظار داريد کودک چه پاسخي بدهد؟ وقتي ميپرسيد: لباست را کجا پرتاب کردي؟ لبخندي موذيانه ميزند و ميگذرد. اگر از رفتار او رنجيدهايد بگوييد: «من متاسفم که مجبورم براي بار سوم تکرار کنم که لباست را روي چوبلباسي آويزان کن.» نويسنده:مريم قربانزاد
پنج جمله ي خوب براي کودکان:
پنج جمله بد براي کودکان :

+ نوشته شده در شنبه 19 اسفند1385ساعت 2:20 توسط س |