تبليغاتX
tadbir

tadbir

روشهای تدریس -ارزشیابی -تکنولوژی - نوشتن خلاق و....

سالها کارشناسان بر این باور بودند که ظرفیت ثابتی برای یادگیری وجود دارد . با این حال در دو دهه اخیر ، روانشناسان و مربیان به گونه ای دیگر فکر می کنند . یکی از محققان در این باره می گوید : شواهد زیادی وجود دارند که ثابت می کنند هوش انسان قابل افزایش است . ما می دانیم که فنون مناسب می توانند به افراد در افزایش قدرت یادگیری شان کمک کنند .
از این گذشته ، این مهارت ها بسیار ابتدایی هستند و تقریبا هر کسی می تواند با تمرین و ممارست در آنها مهارت پیدا کند . در ذیل ۶ نظریه اثبات شده از کارشناسان مختلف برای افزایش قدرت یادگیرتان آمده است :

۱) ابتدا به تصاویر بزرگ نگاه کنید :
وقتی می خواهید مطلب جدید و نا آشنایی را بخوانید ، خود را مستقیما درگیر آن مطلب نکنید . اگر ابتدا نگاهی اجمالی به مطلب بیاندازید می توانید حافظه و درک مطلب خود را افزایش دهید . به عناوین فرعی ، زیر نویس عکسها و خلاصه هایی از متن که دردسترس هستند نیز نظری بیافکنید . اگر می خواهید کتاب بخوانید ابتدا به فهرست و مقدمه کتاب نگاهی بیاندازید . تمام این پیش زمینه ها به شما کمک خواهند کرد تا آنچه که می خواهید در ذهنتان تثبت شود .

۲) سرعت مطالعه خود را کاهش دهید و مطالب را با خود تکرار کنید :
گرچه ممکن است سریع خواندن مطالب ، آسان خوب و مفید باشد ، اما آهسته تر خواندن مطالب پیچیده و دشوار می تواند به طور موثری به یادگیری تان کمک کند . دو تن از نویسندگان کتاب (حل مشکل و درک مطلب ) سه تفاوت اصلی میان چگونگی مطالعه دانش آموزان خوب و دانش آموزان بد را بررسی کرده اند :
دانش آموزان خوب مطالب را با صدای آرام یا بلند بیان می کنند. آنها سرعت مطالعه خود را پایین می آورند و کلمات را همان طور که می خوانند ، تکرار می کنند و به آنها توجه می کنند .
دانش آموزان خوب وقتی با مشکلی مواجه می شوند خود به خود آن مطلب را آنقدر تکرار می کنند تا بفهمند. در مقابل دانش آموزان ضعیف اگر مطلبی را برای بار اول نفهمند آن را رها کرده و بقیه مطلب را می خوانند .
دانش آموزان خوب فعالانه با اطلاعات جدید رابطه ای نزدیک برقرار می کنند. آنها در مورد آنچه که می خوانند تفکر می کنند و توضیحی برای آن می خواهند و به آن مسلط می شوند .
درسال ۱۹۷۹ فردی به نام «ویمبی» روش مطالعه آهسته و با صدای بلند را طی یک دوره آموزشی ۵ هفته ای برای زبان آموزان مبتدی در دانشگاه xavier در «ینواورلئان» آشنا کرد . ۱۷۵ زبان آموز از این روش استفاده کردند . درک مطلب بیشتر این دانش آموزان ۲ نمره افزایش یافت و نمرات امتحان آمادگی دانشگاهی اکثر آنها نیز بیش از ۱۴ درصد افزایش نشان داد .

۳ ) تمرین روشهای تقویت حافظه :
تمام روشهای تقویت حافظه را فنون تقویت حافظه می نامند . در این روشها مطالب جدید به صورت فرمولی ساده تر و قابل فهم تر در می آیند . یکی از روشهای تقویت حافظه ، بکار گرفتن حروف ابتدای کلمات است . مثلا برای اینکه بتوانند اسامی ۵ سیاره اول منظومه شمسی (تیر- ناهید – زمین – مریخ –مشتری ) به ترتیب یاد بگیرید با حروف اول نام هر سیاره کلمه ای بسازید و این کلمات را در جعبه ای قرار دهید مثل ( تمام نیازهای زمینی مردم مادیند ) .
روش دیگری برای تقویت حافظه استفاده از تصاویر است . این ترفند شامل ابداع سرنخهای بصری به منظور فهم مطالب نا آشنا است . برای فهم این روش مثال ساده ای می زنیم . معادل کلمه خروس در زبان انگلیسی« rooster» است .
تلفظ کلمه «roostar» شبیه کلمه فارسی روستا است . در ذهنتان می توانید خروسی را تجسم کنید که در روستا راه می رود !
با این روش تصویر روستا ،« roostar» و خروس همیشه در ذهنتان خواهد ماند .
تنها ترفند تقویت حافظه که قبلا توسط محققان رد شده بود امروزه به عنوان روشی موثر برای بالا بردن حافظه محسوب می شود . در این روش دو یا حتی سه برابر مطالب جدید امتحانی را می توان به خاطر سپرد . حافظه خوب کلید همه روشهای ادراکی است و آن چیزی است که می توان با تمرین و ممارست بدست آورد .
تحقیقات ادراکی نشان می دهند که ما دو نوع حافظه داریم : حافظه کوتاه مدت و بلند مدت. حافظه کوتاه مدت ۳۰ تا ۶۰ ثانیه دوام دارد . ما از دفتر راهنمای تلفن برای تلفن کردن کمک می گیریم شماره را گرفته و بعد آن را فراموش می کنیم . با این حال حافظه بلند مدت می تواند زمان طولانی دوام داشته باشد . راز و رمز پرورش یک حافظه خوب فراگیری چگونگی انتقال اطلاعات مفید از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت و چگونگی به خاطرآوردن این اطلاعات در زمان مورد نیاز است . فنون تقویت حافظه می توانند راه حلی برای انتقال اطلاعات بلند مدت و گرفتن دوباره اطلاعات باشند . به یاد داشته باشید که ذهن و حافظه مانند ماهیچه هستند و هر چه از آنها بیشتر استفاده کنید ، قوی تر می شوند .

۴) اطلاعات را دسته بندی کنید :
در مطالعه ای که در دانشگاه «استنفورد» انجام شد از دانش آموزان خواسته شد که ۱۲ کلمه را به خاطر بسپارند . این کلمات شامل اسامی حیوانات ،اقلام مختلف پوشاک ،انواع وسایل نقلیه و مشاغل بودند . برای یک گروه کلمه ها را به ۴ دسته تقسیم بندی کردند . برای گروه دیگر ، کلمات را به صورت تصادفی فهرست کردند . گروهی که مطالب را دسته بندی شده مطالعه کردند همیشه بهتر از گروه دیگر بودند و ۲ تا ۳ برابر کلمات بیشتری را به یاد آوردند .
«توماس تراباسو»ستاد دانشگاه شیکاگو می گوید : هضم اطلاعات جدید آن هم یکجا بسیار سخت و دشوار است . تجزیه و تحلیل مطالب جدید و تقسیم آنها به بخشهای معنی دار یادگیری را آسان تر می کند .
بنابراین با مرتب کردن مطالب سخت و پیچیده در قالب دسته بندی های منطقی می توانید روشی دائمی برای ذخیره و نگهداری اطلاعات بوجود آورید .

۵) توجه خود را متمرکز کنید :
دفعه بعد با مطالب جدیدی مواجه می شوید که باید آنها را ملکه ذهن خود کنید از خود بپرسید : من از خواندن این مطلب چه می خواهم بیاموزم ؟ و از دانشی که بدست می آورم چه بهره ای خواهم برد؟ گفتن این مطلب – یادگیری برای ما چه خواهد کرد ؟ از مقاومت ما در برابر مطالعه می کاهد و ما خواننده بهتری می شویم . در ذیل به ۴ روش دیگر برای بهبود تمرکز اشاره شده است :
زمان و مکانی را برای یادگیری اختصاص دهید . تلفن را از پریز بکشید و در را ببنید، با نظم بخشیدن به محیط اطراف خود این انتظار در شما بوجود می آید که خواهید آموخت .
خود را از عواملی که باعث حواس پرتی می شوند دور نگاه دارید از آویزان کردن تابلوی «مزاحم نشوید» روی در اتاقتان خجالت نکشید . شما اختیار وقتتان را دارید .
روشهای مختلف یادگیری را امتحان کنید . روشهای مطالعه از قبیل کشیدن نمودار، یادداشت برداری خلاصه برداری یا حتی ضبط مطالب روی نوار، می توانند تمرکز شما را افزایش دهند . برای مهارت در مطالعه فنونی را بکار ببرید که بیشتر با آنها احساس راحتی می کنید . خلاق باشید .
ترقی و پیشرفت خود را نشان دهید. گرفتار بودن همیشه به منزله پر ثمر بودن نیست. گهگاه توقف کنید و از خود بپرسید : آیا من هم اکنون به هدف یادگیری ام کمک می کنم . اگر پاسختان مثبت است فعالیت خود را ادامه دهید اگر پاسختان منفی است از خودتان علت را جویا شوید. اگر شما به دلیل خستگی و اضطراب در کار خود پیشرفت نمی کنید بدون احساس گناه به خود استراحت بدهید وقفه های منظم می توانند روند یادگیری را بهبود بخشد .

۶) سبک یادگیری خود را کشف کنید :
دو مربی داستان، سه بچه ای که هر کدام برای کریسمس یک دوچرخه هدیه گرفتند را نقل می کنند . این دوچرخه ها مونتاژ نشده بودند و والدین این بچه ها باید آنها را مونتاژ می کردند . پدرم «تیم قبل» از اینکه دست به کار شود ابتدا دستورالعمل را به دقت مطالعه کرد . پدر «مری» قطعات را روی زمین چید و دستور العمل را به مادر« مری» داد و پس از بررسی قطعات گفت : این را برای من بخوان مادر «جورج» به طور فطری شروع به سر هم بندی قطعات کرد . فقط وقتی جایی با مشکلی مواجه می شد به دستورالعمل نگاهی می انداخت. در پایان روز هر سه دوچرخه مونتاژ شدند اما هر کدام با روش مختلف.
آنها با وجود اینکه متوجه نبودند هر کدام با سبک مخصوص به خود کار کرده بودند . روشهای ما در برابر مطالب نا آشنا منحصر به فرد و مخصوص به خودمان است و کلید یادگیری تشخیص و تطبیق شیوه ای است که برای ما مناسب تر است .
شیوه های یادگیری می توانند به طور شگرفی تغییر کنند . یک روانشناس ۲۱ اصل اثر گذار در روش یادگیری را مشخص کرده است. این عوامل شامل میزان سروصدا، نور، میزان نظارت مورد نیاز و حتی ساعات روز نیز است .
سبک شما چیست ؟ خود را روانکاوی کنید . مثلا سبک شما در سر هم بندی افرادی در هم ریخته چیست ؟‌صبح بیشتر تمرکزدارید یا عصر ؟ در محیط شلوغ بیشتر تمرکز کرده اید یا در محیط ساکت ؟ لیستی از تمام نقاط مثبت و منفی مشخص شده خود تهیه کنید . از این لیست استفاده کنید تا بتوانید محیطی ایجاد کنید که برای یادگیری تان بهترین باشد . کدام سبک در مورد شما صادق است ؟ خبر خوب این است که شما می توانید ظرفیت یادگیری خود را افزایش دهید و این می تواند زندگی شما را کامل تر و بهتر کند .

ترجمه:سعیده ناجیان

http://magiccarpet.blogfa.com

+ نوشته شده در شنبه 19 مرداد1387ساعت 2:27 توسط س |


خواندن در برگیرنده مجموعه ای از مهارتهاست که پایه مشترک موفقیت در همة زمینه های تحصیلی می شود . محور اصلی سواد آموزی ، خواندن است و از هر کسی انتظار می رود که خواندن و نوشتن را بداند اکثر کودکان به شوق یادگیری خواندن به مدرسه می روند و تحصیلات رسمی خود را با خواندن و نوشتن شروع می کنند . در این مقاله سعی داریم روشهای آماده سازی کودکان در امر خواندن و مشکلات موجود در یادگیری خواندن را مورد بررسی قرار دهیم .

تعریف خواندن :

خواندن فرآیندی پویا و تعاملی است که هم خواننده و هم محتوا در آنچه آموخته می شود  سهیم می باشند بعضی خواندن را تفسیر معنا دار نمادهای کلامی نوشته شده یا چاپ شده تعریف کرده اند . و به عقیده بعضی دیگر ، خواندن برخورد معنا درا با متن است به هر حال خواندن مهارتی است که شاید همه آن را عادی می شماریم ولی در اصل خواندن ، فرآیندی است عالی و پیچیده که جزئیات متعددی را در برمی گیرد . 

مراحل یادگیری مهارت خواندن :

از آن جا که ارتباط چهار مهارت زبانی یعنی گوش دادن ، سخن گفتن ، خواندن و نوشتن امری مسلّم است و توجه کافی به رشد دو مهارت شفاهی زبان ( گفتن و شنیدن ) به تقویت برنامه های آموزش خواندن و نوشتن به کودکان کمک شایانی خواهد کرد ، لزوم توجه به پرورش مهارت سخن گفتن آشکار می شود .

 یادگیری مهارت خواندن مستلزم کسب مهارتهای الف : بازشناسی دیداری عناصر زبانی ، اعم از حروف ، کلمات و جمله ها  ب : درک معنای عناصر ان و روابط معنایی موجود بین آن ها  پ : درک پیام جمله و متن می باشد . 

روش های آماده سازی کودکان برای کسب مهارت خواندن :

اکثر خانواده ها علاقمندند که بدانند چگونه فرزندانشان را برای خواندن آماده کنند . مهمترین نکته ای که در این ارتباط باید مطرح کرد این است که وقتی خانواده برای کودک خود کتاب می خواند نه تنها گنجینة تفاوت او افزایش می یابد بلکه از خواندن احساس شادی و لذت کرده ، تلاش می کند خواندن را در اسرع وقت به تنهایی انجام دهد .

کودکان زمانی خواندن را به راحتی یاد می گیرند که تجارت تجارت زبانی خوبی داشته و از طفولیت در معرض خواندن قرار گرفته باشند . بنابراین لازم است که پدران و مادران از کودکی برای بچه هایشان کتاب بخوانند یا آن را به عنوان هدیه به کودک بدهند . تجارت زبانی خوب از طریق ارتباط با بزرگسالان با سواد ، تقلید از بزرگ تر ها و کنجکاوی های خود کودک و البته آموزش رسمی خواندن حاصل می گردد . زمانی که یک کودک بزرگتر برای کودک خردسال دیگر کتابی می خواند هر دو طرف بهره مند می شوند چنانچه  کودکان در این زمینه تحت فشار و تحمیل قرار گیرند قطعاً موجب شکست و دلزدگی آنان می شود . بنابراین توصیه می شود که والدین در هر شرایطی از این امر اجتناب ورزند . بنابراین به جای اعمال فشار در نخستین مراحل آموزش خواندن ، بهتر است وقتی را برای استفادة کودکان از کتابخانه منظور کرد و در برخورد با کودکان خونسردی و آرامش داشت . زمانی که کودکان از کتاب استفاده می کنند بهتر است به آنان اجازه داده شود که با استفاده از تصاویر ، کلمات را حین خواندن حدس بزنند تا احساس توانمندی کنند . برای افزایش توانایی خواندن در کودک ، هر چه بیشتر تمرین کنید و آنان را به خواندن در منزل تشویق نمائید . اخیراً ارتباط مهمی بین خواندن کودکان در منزل و توانایی ایشان در خواندن گزارش کرده اند . خواندن در منزل تأثیرات بسیار مثبت بر مهارتهای خواندن کودکان دارد . به بیان دیگر ، مهارت خواندن در کودکان با خواندن برای پدر و مادر و اعضای خانواده و تشویق شدن توسط آن ها ، تقویت می شود .

بد نیست بدانیم که در تجزیه و تحلیل نتایج آزمون بین المللی پرلز که توسط یک مؤسسة هلندی در ۳۵ کشور جهان و از جمله ایران بین دانش آموزان کلاس چهارم ابتدایی در رابطه با خواندن به عمل آمد و کشور ما در رتبة سی و دوّم قرار گرفت و کشورهای سوئد ، انگلیس و آمریکا رتبه های اول تا سوم را کسب نمودند مشخص گردید که در این کشورها والدین دانش آموزان شرکت کننده در آزمون به مطالعه اهمیت بیشتری می دهند بطوریکه والدین این دانش آموزان حداقل ۶ ساعت در هفته در منزل مطالعه می کنند و همچنین لااقل صد جلد کتاب مخصوص کودکان در خانه موجود می باشد .

مشکلات یادگیری در امر خواندن :   

بسیاری از مشکلات یادگیری به خواندن و هجی کردن مربوط می شود که به صورت ناتوانی در خواندن یا نارسا خوانی ظاهرمی گردد به طور معمول مشکلات خواندن در پایة اول تحصیلی آغاز می شود و در پایه های بعدی تداوم می یابد خواندن و نوشتن تبدیل زبان به نمادهای جدید است به طور معمول دانش آموزی که در زبان و گفتار مشکل دارد نمی تواند بخواند و کسی که در خواندن مشکل دارد نمی تواند به خوبی بنویسد . مشکلات یادگیری در خواندن به عوامل متعددی مانند : آسیب های مغزی ، محرومیت فرهنگی و محیطی ، تحصیلات والدین ، وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده ،عدم آمادگی برای ورود به مدرسه ، عدم دسترسی به کتاب و کتابخانه ، وجود تأخیر در رشد بهنجار زبان و اختلال در دستگاه گفتاری مربوط می شود . برخی از کودکان نیز همانگونه که در تکلم و راه رفتن دچار تأخیر می شوند ، در خواندن نیز با تأخیر روبرو هستند و اعتقاد برخی از متخصصان بر این است که اکثر شکست های تحصیلی در دورة ابتدایی از ناتوانی در خواندن نشأت می گیرد .

برای رفع نقیصه و تقویت مهارت خواندن در کودکان هماهنگی لازم بین سه نهاد خانه ، مدرسه و رسانه ها ضروری به نظر می رسد . اما آنچه والدین می توانند برای تقویت مهارت خواندن در فرزندانشان انجام دهند عبارت اند از :

نوشتن حروف یا کلمات ( بازی کردن با اسباب بازی های الفبایی )

استفاده از کامپیوتر برای انجام فعالیت مربوط به خواندن .

تماشای برنامه های تلویزیونی با زیر نویس .

کتاب خواندن .

قصه گفتن ، خواندن شعر و سرود .

بازی با کلمات .

خواندن تابلو ها و علائم راهنمایی و رانندگی در خیابان .

خواندن تابلوها و برچسب ها با صدای بلند .

  به هر حال باید باور کنیم که برای نهادینه کردن مهارت خواندن ، امر خواندن باید از کودکی آغاز شود تا در آینده به صورت یک عادت مثبت و مفید متجلّی گردد .

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 1:36 توسط س |


 
تدريس موضوع جرم و حجم در پايه دوم ( 1 )
يكي از مهم‌ترين مسائلي كه هنوز بسياري از معلمان پايه دوم ابتدايي نگران تدريس آن هستند ، آموزش مفهوم حجم و جرم در درس علوم است . بيشتر آموزگاران تصور مي‌كنند كه در پايان اين درس ، دانش‌آموزان بايد بتوانند كلمات جرم و حجم را در زندگي روزمره به خوبي به كار ببرند و مفاهيم آن كلمات را هم دقيقاً بدانند و تعاريف آن‌ها را بيان كنند . اما نظر مؤلفان محترم اين موضوع درسي اين است كه اگر دانش‌آموز بتواند از كلمات (( حجم و جرم )) به معناي دقيق آن استفاده كند ، مطلوب است . ولي اهداف اصلي از تدريس اين مبحث دقيق در پايه دوم ، آموزش اين مفهوم است كه دانش‌آموز درك كند هر ماده‌اي در هر يك از سه حالت كه باشد ، جايي به خود اختصاص مي‌دهد ( حجم دارد ) و در عين حال جرم هم دارد . البته دانش‌آموزان اين مطالب را پس از انجام دادن آزمايش‌ها در مي‌يابد و هدف آن است كه در پايان درس ، از مطالب جرم وحجم به صورت كاربردي استفاده كند . مثلاً بتواند حدس بزند كه در يك جعبه مقوايي كوچك ، چند قوطي كبريت جا مي‌گيرد يا مثلاً پيش‌بيني كند كه يك جعبه مقوايي كوچك ، تحمل سنگيني چه مقدار سنگ ريزه را دارد يا بتواند قطعه سنگي پيدا كند كه سنگيني ( جرم ) آن با سنگيني (‌جرم ) يك توپ بزرگ يا چيزي مشابه آن ، يكسان باشد و . . .
بر اساس همين ديدگاه‌ها بود كه تدريس موضوع (( حجم )) را اين گونه شروع كردم : ابتدا به هر گروه 2 تا 3 نفري دانش‌آموزان ، يك قوطي كبريت خالي و تعداد زيادي چوب كبريت دادم ، سپس از آن‌ها خواستم چوب كبريت‌ها را تا جايي كه مي‌توانند ، طوري در قوطي كبريت جا بدهند كه در قوطي به راحتي باز و بسته شود .
بچه‌ها با انجام دادن اين فعاليت دريافتند كه نمي‌توانند بيشتر از تعدادي چوب كبريت ، با همه كوچكي ، باز هم جا مي‌گيرد . سپس به هر گروه يك استكان كوچك خالي و يك استكان بزرگ پر از آب و يك بشقاب دادم و از آن‌ها خواستم به كمك اين وسايل سعي كنند تا جايي كه مي‌توانند ، آب استكان بزرگ را در استكان كوچك جا بدهند . با انجام دادن اين آزمايش ، بچه‌ها مشاهده كردند كه استكان كوچك مقدار معيني آب جا مي‌گيرد و اگر بيشتر از آن ، آب داخل آن بريزيم ، بيرون مي‌ريزد . يعني استكان كوچك مقدار كمي‌آب داخل خود جا مي‌دهد . و آب هم جا مي‌گيرد . . .
سپس چند جسم مختلف مانند يك قطعه كوچك سنگ ، چند سكه ، يك كليد روي ميز گذاشتم و از آن‌ها پرسيدم : (( راستي بچه‌ها ، آيا چيزهاي ديگر مانند سنگ و اين‌ها همه جا مي‌گيرند ؟ )) بچه‌ها به فكر فرو رفتند . فرصت را مغتنم شمردم و پرسيدم : (( بچه‌ها ، آيا مي‌توانيد با آزمايش نشان بدهيد كه سنگ و چيزهاي ديگر هم جا مي‌گيرند ؟ ))
بچه‌ها با شادماني مشغول صحبت با يكديگر شدند . مدتي فقط تماشاگر كارهايشان بودم و بدون آن كه گروهي را تشويق يا گروهي را تضعيف كنم ، با نگاه ياريشان مي‌كردم . مدتي گذشت . آن‌ها با هم فكري به اين نتيجه رسيدند كه اگر سنگ را در استكان آب بيندازند آب آن بالاتر مي‌آيد يا حتي بيرون مي‌ريزد . يعني به قول خودشان سنگ هم جا مي‌گيرد . اين آزمايش خيلي براي بچه‌ها جالب بود و چون خودشان آن را طراحي كرده بودند ، از انجام دادن آن لذت مي‌بردند .
زمان را مناسب دانستم و به آن‌ها گفتم كه نام علمي‌ عبارت (( جا مي‌گيرد )) ، عبارت (( حجم دارد )) است ، سپس از آن‌ها خواستم مطالب و آزمايش‌هايي را كه انجام داده‌اند ، با عبارت جديد تكرار كنند .
آن‌گاه چند ظرف شيشه‌اي را ، كه شكل‌هاي يكسان و حجم‌هاي متفاوتي داشتند ، به آن‌ها نشان دادم و از بچه‌ها خواستم حجم آن‌ها را با هم مقايسه كنند . شور و هيجان لذت بخشي كلاس را پر كرده بود ، مسأله‌ي جالبي بود ! بچه‌ها به صحبت كردن با همديگر پرداختند و من از اين رفتارشان فهميدم كه احتياج به فكر كردن و مشورت دارند . به آن‌ها چند دقيقه فرصت دادم و در همين وقت زنگ به صدا در آمد . بچه‌ها با اشاره ي من فهميدند كه مي‌توانند از كلاس خارج شوند و به طرف در كلاس حركت كردند در حالي كه موضوع جالبي براي تحقيق پيدا كرده بودند . . .
بچه‌ها با شادماني مشغول صحبت با يكديگر شدند . مدتي فقط تماشاگر كارهايشان بودم و بدون آنكه گروهي را تشويق يا گروهي را تضعيف كنم ، با نگاه ياريشان مي‌كردم .

 
حجم و جرم
در پايه‌ي دوم ( 2 )
مي‌دانيم كه جرم در واقع مقدار ماده‌ يك جسم است . هر گاه جسمي ‌داراي جرم ، در نزديكي يك جرم بزرگ ديگر قرار بگيرد از آن جرم بزرگ‌تر ، بر جرم كوچك‌تر نيرويي وارد مي‌شود كه آن را به طرف خود مي‌كشد . بر ما و هر چه روي زمين است نيز ، از كره‌ي زمين ، كه جسمي‌ با جرم بسيار زياد است ، نيرويي وارد مي‌شود كه همه را به طرف خود جذب مي‌كند به اين نيرو ، وزن مي‌گويند . هر چه جسمي‌جرم بيشتري داشته باشد ، نيروي وزن آن هم بيشتر مي‌شود . البته وزن يك جسم در كره‌ي زمين بيشتر از آن جسم در كره‌ي ماه است . چون كره‌ي زمين جرم بيشتري دارد و با نيروي بيشتري جسم را به طرف خود جذب مي‌كند . در حالي كه در فضاي بين سيارات همين ماده ، با اين كه داراي جرم است ، چون نيرويي از سياره‌اي برآن وارد نمي‌شود ، وزن ندارد . درست است كه مفهوم سنگيني با وزن معادل است ، چون مي‌خواهيم در اين درس مفهوم جرم را آموزش دهيم و هر چه جسمي‌جرم بيشتري داشته باشد‌، وزن آن هم بيشتر است و بعلاوه كودكان ما ، در سني نيستند كه ارتباط جرم و وزن و تفاوت آن‌ها را درك كنند و يا با مسائل بي وزني برخورد داشته باشند ، لذا هيچ اشكالي وجود ندارد كه ما آشنايي با مفهوم ((‌جرم )) را با مفهوم (( سنگيني )) آغاز كنيم كه مفهومي ‌جا افتاده و آشنا براي كودكان است . بچه‌ها از كودكي آموخته‌اند كه بعضي چيزها را به راحتي مي‌توانند بلند كنند و بعضي چيزها را اصلاً نمي‌توانند بلند كنند‌. به عبارت ديگر دريافته‌اند كه بعضي چيزها سنگين‌تر از چيزهاي ديگرند مثلاً سنگ از چوب سنگين‌تر است و . . . لازم به ذكر است كه ما مفهوم جرم را وقتي تدريس مي‌كنيم كه مفهوم حجم در جلسات قبل ، كاملاً جا افتاده باشد تا دانش‌آموزان بتوانند به خوبي اين دو را از هم تفكيك كنند .
و اما تجربه‌اي در تدريس موضوع (( جرم )) :
براي آنكه توجه بچه‌ها به مسئله سنگيني جلب شود درس را اين گونه شروع كردم ، در حالي كه جعبه بزرگ و سنگيني در دست داشتم وارد كلاس شدم ، بچه‌ها با ديدن من در آن حالت ، تعجب كردند ، حتي يكي دو نفر هم خواستند به من كمك كنند . از آن‌ها تشكر كردم و آن جعبه را بعنوان معماي درس روي ميز گذاشتم ، در حالي كه با خط درشت كلمه‌ي جرم را روي جعبه نوشته بودم . سپس از داخل جعبه تعدادي اشياء مختلف مانند جعبه‌ي دستمال كاغذي ، پاكن ، سكه ، كليد ، سنگ ، چوب ، قوطي كبريت ، خمير اسباب بازي ، ليوان و . . . بيرون آوردم و روي ميز گذاشتم . . . توجه بچه‌ها به آن وسايل جلب شد ، به تك تك آن‌ها دست زدند و آن‌ها را با هم مقايسه كردند . چند دقيقه آن‌ها را رها كردم تا با آرامش با آن وسايل مشغول شوند . بعد از آن سؤال كردم : راستي بچه‌ها ، كداميك از وسايل روي ميز شما سنگين است‌؟ كداميك سبك است ؟
بچه‌ها سرگرم مقايسه شدند ، تشخيص دادن سبك و سنگيني براي بعضي اشياء خيلي آسان بود ، اما براي اشيايي كه وزن يا جرم آن‌ها نزديك بهم بود كمي ‌مشكل شد . از آن‌ها خواستم كه خودشان راهي پيشنهاد كنند كه بتوانيم بفهميم كدام سنگين‌تر است . بچه‌ها ، ابتدا با توجه به تجربه كودكي شان ، وسايل را در دست‌هايشان گذاشتند و مانند ترازوي دوكفه‌اي آن‌ها را با احساس خودشان بالا و پايين كردند . اما مثل اينكه راضي نمي‌شدند . يكي دو نفر از بچه‌ها پرسيدند آيا مي‌شود به ما ترازو بدهيد ؟ بقيه بچه‌ها هم كه گويي گمشده خود را پيدا كرده بودند با صداي بلند و با شادي از ما ترازو خواستند . وقتي ترازوها را از داخل جعبه معمايي بيرون آوردم ، بچه‌ها با هيجان و خوشحالي شروع به آزمايش كردند . ( مي‌دانيد كه ترازوي دو كفه‌اي، جرم را اندازه گيري مي‌كند ولي ترازوي يك كفه‌اي براي اندازه گيري وزن به كار مي‌رود . ) آن‌ها ابتدا آزمايش را با وسايل روي ميزشان انجام دادند ولي مسأله آن قدر برايشان جالب بود كه به لوازم دور و بر مانند كتاب ، دفتر ، سنگ ترازو و . . . هم رو آورند . احساس كردم بچه‌ها به رمان كافي براي تجربه فردي نياز دارند ، به همين جهت آن‌ها را آزاد گذاشتم تا هر قدر دلشان مي‌خواهد با ترازو آزمايش كنند ، بعضي‌ها در يك كفه‌ي ترازو يك سنگ و در كفه‌ي ديگر تعداد زيادي اشياء كوچك گذاشته بودند ، بعضي در يك كفه‌ي ترازو يك سنگ كوچك و در كفه‌ي ديگر يك جعبه‌ي دستمال كاغذي گذاشته بودند و با اين حال ترازوها در حالت تعادل بودند ! همه اين‌ها براي بچه‌ها جالب و هيجان آور شده بود . . .
وقتي احساس كردم بچه‌ها به اندازه‌ي كافي با ترازو كار كرده‌اند ، از آن‌ها خواستم كه درباره‌ي ميزان سبك و سنگيني وسايل اطرافشان هم حدس‌هايي بزنند ، مثلاً قفسه كتاب‌ها را با نيمكت خودشان مقايسه كنند و . . . سپس از آن‌ها درباره‌ي آزمايش‌هايي كه انجام داده بودند سؤالاتي پرسيدم . در اين موقع به كلمه جرم كه روي جعبه معمايي نوشته بودم اشاره كردم و از بچه‌ها خواستم كه به نام گذاري جديد دقت كافي كنند . براي آن‌ها توضيح دادم كه منظور از جرم همان سنگيني است ، يا مثلاً وقتي از يك تكه بزرگ خمير ، قسمتي كوچك را جدا كنيم ، جرم خمير كمتر مي‌شود و . . . سپس از بچه‌ها خواستم خودشان نتايج آزمايش‌هايي را كه انجام داده‌اند با كلمه جرم بيان كنند ( هر كدام از دانش‌آموزان يك جمله جالب ، مربوط به تجربه‌ي خاص خودش و غير تكراري با بقيه بچه‌ها ) تا ابن كلمه در فرهنگ لغات علمي ‌آن‌ها وارد شود و به آن عادت كنند . از صحبت‌هاي بچه‌ها فهميدم كه مفهوم جرم كاملاً جا افتاده است ، ولي هنوز به رابطه آن با حجم اشاره‌اي نكرده بودم . به بچه‌ها كمي‌خمير اسباب بازي دادم و از آن‌ها خواستم جسمي‌را انتخاب كنند و سپس به اندازه‌ي جرم آن جسم ، از خمير با جرم آن جسم برابر باشد . بعضي از بچه‌ها از ترازو استفاده كردند و بعضي ديگر آن قدر به حس و اندازه گيري دست شان اطمينان داشتند كه اين كار را با دست انجام دادند ، سرگرمي‌جالبي بود . مدتي به بچه‌ها وقت دادم تا مطمئن شوم كه اين موضوع را به خوبي فهميده اند و درست انجام‌ داده‌اند .سپس از بچه‌ها خواستم همان مقدار خمير را نگه دارند و در يك كفه‌ي ترازو بگذارند و از پنبه‌اي كه روي ميزشان بود ، آن قدر بردارند و در كفه‌ي ديگر قرار بدهند تا ترازو به تعادل در آيد يعني جرم خمير و جرم پنبه با هم يكسان شود . بچه‌ها وقتي آزمايش را به آخر رساندند ، تازه مسأله برايشان تعجب آور شده بود : ججم كمي‌خمير با حجم زيادي پنبه در دو طرف ترازو قرار داشتند و ترازو در حال تعادل بود ، يعني جرم دو جسم با هم برابر بود ولي حجم‌هايشان خيلي تفاوت داشت . از بچه‌ها خواستم خودشان آزمايشي شبيه اين آزمايش انجام دهند . آن‌ قدر مسأله براي بچه‌ها شيرين بود كه احتياجي به هيچ نوع ايجاد انگيزه اي نبود ، بزودي مي‌شد اجسام ريز و درشتي را ديد كه در ميان دست‌هاي كوچك بچه‌ها قرار مي‌گرفت ، با حجم‌هاي متفاوت اما با جرم‌هاي مساوي .
وقتي مطمئن شدم كه همه كلاس ، مطالب را به خوبي دريافته‌اند ، گفتم بچه‌ها با يك سؤال سخت موافقيد ؟ بچه‌ها كه گويي شجاعانه خود را براي نبرد با هر سؤالي آماده مي‌ديدند با صداي بلند موافقت خود را اعلام كردند .
پرسيدم : بچه‌ها ، آيا مي‌توانيد دو جسم را به من نشان دهيد كه حجم‌هايشان مساوي باشد ولي جرم‌هاي آن‌ها با هم فرق داشته باشد‌؟
بچه‌ها ، با خوشحالي به دنبال جستجو و همفكري و آزمايش كردن بودند‌، من هم مشغول جمع آوري وسايل روي ميزم بودم ، جعبه‌اي را كه اول ساعت به سختي وارد كلاس كردم ، به راحتي بلند كردم و روي نيمكت گذاشتم . ناگهان يكي از بچه‌ها كه در فكر پاسخ به سؤال من بود متوجه خالي بودن جعبه شد و گفت : راستي خانم معلم ، اين جعبه ! اول كلاس كه شما جعبه را آوريد خيلي سنگين بود چون پر از وسايل بود ، اما حالا خيلي سبك شده چون چيزي داخل آن نيست ، ولي حجم جعبه كه فرق نكرده ، پس جواب شما همين جعبه است ، همين جعبه معمايي ! بچه‌هاي ديگر هم با شادي حرف او را تأييد كردند . . .


با خود مي‌انديشيدم : چقدر لذت بخش است كه بچه‌ها اينقدر دقيق و جالب به مسائل توجه مي‌كنند كه حتي به فكر ما بزرگتر‌ها هم نمي‌رسد . . . ! 

منبع:گروه درسی علوم تجربی

 

+ نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 1:18 توسط س |


یکی از شکایات مشترک معلمان و دانش آموزان این است که کودکان در مورد حفظ ونگهداری کتاب ها ووسایل مدرسه شان و انجام تکالیف بی دقت هستند0 سرزنش کردن ، موعظه کردن، نصیحت کردن ، غرغرکردن و.... درتغییر این عادت ها موثر نیستند0این کودکان باید یاد بگیرندکه در قبال کارها واموال خود مسئول هستند وهمیشه فرد بزرگتری وجودندارد که مسئولیت کارهای آن ها را بپذیرد0

راهکارهای مداخله ای:

1- دلیل بی دقتی را مشخص کنید0 آیا این بی دقتی ناشی از بی علاقگی ونداشتن اتگیزه است؟ آیا این بی دقتی تلاش برای سرپوش گذاشتن برروی یک مشکل عاطفی یا یادگیری است؟

یا این که کوششی در جهت انعکاس به والدین به خاطر بعضی اشتباهات واقعی یا فرضی است ؟ یا اینکه اصلا آموزشی دراین زمینه دریافت نکرده است؟

2- کودک بی دقت باید کار خودرا دوباره انجام دهد تااینکه کارمورد نظر به درستی انجام شود0 کودکان بی دقت می توانند با کار بیشتر وزمان طولانی تر کارخودرا بهتر انجام دهند0والدین نباید عجولانه اقلام گمشده یا فراموش شده از قبیل پول نهار و وسایل مدرسه و.... را به آنها بدهند0عواقب عدم دسترسی به امکانات ووسایل مورد نظر این است که کودک احساس مسئولیت کرده وکاررادوباره انجام دهد، وسیله مورد نظر را دوباره جایگزین کند یا بدون وسایل گمشده اش کارکند0

3- رفتار مسئولیت آمیز کودک را تمجیدوتقویت کنید0برای مثال : ورقه ات خیلی خوب نوشته شده

است0 خیلی با دقت کارت را انجام می دهی0 چه قدر زیبا نوشته ای و...... بیشتربه رفتار قابل پذیرش توجه کنید0

4- بی دقتی شاید ناشی از عدم درک مسئله باشد0 به کودک دستورالعمل های خاص و روشنی برای آمادگی کامل در انجام کار وفعالیت بدهید0

5- اگر بی دقتی درتکالیف درسی یک مشکل عمده به حساب می آید، ازکودک بخواهید که تمام تکالیف تعیین شده را یادداشت کند0 با والدین صحبت کنید تا هرشب در کنترل تعیین شده با شما همکاری کنندو زمانی که کودک به تدریج برای تکالیفش احساس مسئولیت کرد این کاررا خاتمه دهید0والدین باید برای کمک به کودک دردسترس او باشند ولی تکالیفش را انجام ندهند0

6- اگر به نظر می رسد که ناتوانی کودک برای انجام تکالیف معین ناشی از یک مشکل رشدی است، برای مدتی این فعالیت ها را کاهش دهید که این کار باعث افزایش کیفیت است نه کمیت0 به تدریج این کاررا تا جایی ادامه دهید که کودک به معیار مورد نظر برسد0

7- بی دقتی ممکن است بازتاب اختلافی در ارزش های فرهنگی باشد0 محیط کودک ممکن است ارزش زیادی به موفقیت یا مالکیت آن اموال قائل نشود0 بحثی گروهی برگزار کنید که تمرکز جلسه بیشتر برروی ارزش اموال وقبول مسئولیت برای شخص باشد0

از کتاب مفاهیم وکاربرد ها در مشاوره با کودکان نوشته ی محمد حسین نژاد

+ نوشته شده در سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 1:49 توسط س |


مدیریت زنگ تفریح

در نظام آموزشی برنامه درسی متمرکز را مبنی بر آنچه که محفوظات است، متمرکز کرده‌اند چرا که به یک بعد انسان یعنی بعد ذهنی پرداخته و از پردازش به بقیه ابعاد وجودی فرد دوری کرده‌اند و همین امر در یادگیری اختلال ایجاد می‌کند. آنچه که مهم است، در پرورش و آموزش کودکان پرداختن به ابعاد وجودی فرد و یادگیری بر ۴ پایه استوار است و یادگیری‌ها فقط سرکلاس و پشت میز و پرداخت به کتاب نیست.
۱) ستون اول، دانستن
۲) ستون دوم، انجام دادن
۳) ستون سوم، زیستن
۴) ستون چهارم، با هم زیستن
در پشت میزها و کلاس آنقدر به ستون اول پرداختیم و ضخامت آن را محکم کردیم که از سه ستون دیگر غافل شدیم و خیمه‌ای کج و معوج ساختیم آنگونه که فرزندانمان در ارتباطات خود، در زندگی خود و در‌ ... دچار مشکلات فراوان شدند.
● زنگ‌های کوتاه تفریح
در هر سنی که باشی، دوست داری لحظاتی را فارغ از آنچه که برایت به عنوان قید و شرط گذاشتند، راحت حرف بزنی، بخندی، بخوری و بازی کنی، خودت باشی، خودی که می‌خواهی باشی ...
وزیر آموزش و پرورش آفریقای جنوبی در یکی از سخنرانی‌های خود چنین می‌گوید “وقتی باد می‌وزد، عده‌ای به فکر ساختن دیوارند و عده‌ای دیگر آسیاب بادی می‌سازند.”
جمله ساده‌ای است، اما کسانی که آسیاب بادی می‌سازند، در واقع مصداق افرادی هستند که تهدیدها را به فرصت‌ها تبدیل می‌کنند. شاید وزش باد موجب خسارت شود اما ایجاد آسیاب زحمت را به رحمت تبدیل می‌کند. مدیران از جمله مدیران مدارس، دائما در مسیر بادهای تند یعنی تهدیدهای ریز و درشت هستند که هر کدام از این تهدیدها می‌تواند موجب کندی در کار و حتی فلج شدن سازمان مدرسه گردد، می‌پرسید این حرفها چه ربطی به موضوع ما دارد! لحظات دانش‌آموزان و در کنار هم بودن‌ها می‌تواند به تعامل اجتماعی و فرصت مناسب برای آموختن با یکدیگر بودن باشد و یا عکس این قضیه بستری نامناسب برای آموزش غلط و رد و بدل کردن‌های بی‌مورد مسائلی باشد که تهدید است و زحمت زیاد.
● زنگ‌های تفریح را چگونه شاد، سازنده و سودمند نماییم؟
در بحث آموزش، ما “آموزش پنهان” را گاه نادیده می‌گیریم در صورتی که اثربخشی “آموزش پنهان” شاید بیشتر از آموزش آشکار باشد. زنگ تفریح با مدیریت معاون مدرسه، مربی تربیتی، مربی بهداشت و مربی ورزش می‌تواند بسیار سودمند و مفید باشد و اثربخشی آن بیش از آموزش مستقیم نیز باشد.
● اولین گام و تفکر در مورد ساعات تفریح
یکی از مسائلی که در زنگ تفریح مدنظر است، آن هم در اولین زنگ تفریح، رسیدگی به بعد جسمانی دانش‌آموز است. متاسفانه اکثرا از نظر تغذیه و صبحانه دچار مشکل می‌باشند و گاهی دانش‌آموزان بدون خوردن صبحانه به مدرسه می‌آیند. این امر بارها توسط معلمین گزارش شده است که ساعات اول گاهی کسلی دانش‌آموزان (به علت دیر خوابیدن در شب) و یا خشک بودن لبها و بوی دهان را (که ناشی از نخوردن صبحانه و عدم رعایت بهداشت است) نشان می‌دهد. لذا زنگ اول بهتر است اختصاص به تغذیه دانش‌آموزان داده شود و این امر مستلزم آن است که آموزش خانواده‌ها (از طریق آموزش خانواده، جلسات ملاقات با معلم، جلسات گردهمایی، انجمن و ...) و یا از طریق پیام‌های بهداشتی (کتبی و ارسال آن به منازل دانش‌آموزان) صورت گیرد و از طرفی:
۱) زنگ تفریح اول
▪ پخش یک موسیقی ملایم از بلندگوی مدرسه
▪ ارائه یک برنامه پیشنهادی تغذیه در نتیجه دادن شیر (یا آوردن آن توسط خود دانش‌آموزان یا فروش آن در مدرسه) به اضافه تغذیه سالم که از منزل آورده شده
▪ سیاست مناسبی که مربی بهداشت اجرا می‌کند، با تاکید بر داشتن و خوردن میوه بخصوص سیب
▪ در کنار دانش‌آموزان بودن و با نظارت بر تغذیه آنان و اهمیت استفاده از تغذیه مناسب را یادآور شدن
▪ بعد از زنگ تفریح و زمانی که صف بسته می‌شود تا به کلاس بروند، ارائه مطالبی در مورد تغذیه مناسب و اینکه یادآور شویم تعدادی را که صبحانه خورده‌اند و ازخوردن میوه و شیر هم پرهیز نمی‌کنند و به این صورت تشویق دانش‌آموزان فوق صورت می‌گیرد.
۲) زنگ تفریح دوم
معمولا زنگ تفریح دوم را طولانی‌تر می‌کنیم تا هم معلمین به استراحت بیشتری بپردازند و هم دانش‌آموزان به بازی بپردازند که “بازی، تفکر کودک است”.
می‌دانیم بازی نوعی از بیان خواسته‌های کودک است. او در بازی مشکلات عاطفی خود را منعکس نموده، سپس راه‌حلی برای غلبه بر آن پیدا می‌کند. بازی به کودک کمک می‌کند به خویشتن‌داری برسد. امکان رقابت‌های جسمانی و ایجاد اعتماد به نفس را در او افزایش می‌دهد. او موقعیت را تجربه می‌کند، حس کنجکاوی خود را ارضا می‌کند. بازی عاملی است برای ایجاد دوستی و مراودت با همکلاسی‌ها. در بازی با توجه به مانند‌سازی و تقلید به تمرین رفتارهای اجتماعی هم می‌پردازد و از طرفی خود را ملزم به رعایت قوانین و مقررات می‌کند و بازی ...
آپارتمان‌های کوچک اجاره‌نشینی و طبقات بالا را برگزیدن، عدم ساعت خالی اولیاء جهت بردن به پارک و از نظر یک عده زشت بودن بازی دخترها درانظار و ... دلایل دیگری است که دختران ما از یک خمودگی و عدم رشد حرکتی برخوردارند.
چه کنیم؟ “آسیاب بادی بسازیم” زحمت را به رحمت تبدیل کنیم.حیاط مدرسه هر چقدر هم کوچک باشد، فضای بهتری را برای دانش‌آموزان ایجاد می‌کند تا لحظاتی را در کنار دوستانشان به بازی کردن و لذت بردن بپردازد. لحظات شیرین زنگ تفریح بدون قید و شرط اضافی؛
▪ استفاده از نوارهای صوتی شاد و کودکانه و پخش آن از بلندگو و خواندن شعرها توسط دانش‌آموزان و بالا و پایین پریدن‌ها و تخلیه هیجانی آنها “مثل شعرهای عمو پورنگ که بچه‌ها اکثرا می‌دانند با همراهی معاون و مربی ...”
▪ کشیدن چند خط بازی کف حیاط با رنگ‌آمیزی زیبا مثل مار و پله، منچ، دوز و ... به شکلی که راحت در هر قسمت ۶-۵ نفر سرگرم شوند. در کنار آنها ابتدا برای آشنا شدنشان نظارت و همکاری اولیاء مدرسه را می‌طلبد.
▪ بازی گروهی و یا انتخابی از دانش‌آموز. دور تا دور مدرسه بچه‌ها یا ایستاده یا نشسته حلقه می‌زنند و می‌توان با انتخاب از هر کلاس و بازی‌هایی مثل گونی بازی (پاها را در گونی می‌کنند و با گونی می‌دوند و مسابقه می‌دهند) طناب بازی، دو و ... را انجام داد. البته این بازیها در زمانی که دانش‌آموزان به علت ریزش باران و یا برف در کلاس می‌مانند نیز می‌تواند از طریق تخته کلاس و تغییر دادن نوع بازی انجام گیرد مثل “جای چی با چی عوض شده” برای بالا بردن حس دقت و توجه دانش‌آموزان.
در هر صورت زنگ بازی می‌تواند جایگزین زنگ تفریح شود چرا که شاید به قول ظریفی که می‌گفت “بازی، زندگی کودک نیست اما تمام زندگی کودک، بازی است” به کودکانمان در کنار بازی، آموزش‌های مفیدی می‌دهیم.
۳) زنگ تفریح سوم
معمولا بعضی از مدارس یک زنگ تفریح کوتاه دیگر هم دارند که نزدیک به ساعت آخری روز است. نام این زنگ را زنگ نظارت بر ارتباط یا آموزش سکوت می‌گذاریم. ازاین زنگ جهت نظارت بر رفتار و حرکات آنان و یافتن راه‌حل‌هایی جهت مقابله با رفتارهای نامناسب استفاده می‌کنیم. در این زنگ دانش‌آموز نه قیدی برای تغذیه دارد نه قیدی برای بازی. خودش انتخاب می‌کند که انتخاب نشانه بزرگ شدن و رسیدن به کمال است و با آزاد گذاشتن او حق انتخاب را به او می‌دهیم؛
می‌تواند به خوردن و حرف زدن با همکلاسی‌ها یا معاون مدرسه و مربی ... بپردازد.
می‌تواند به بازی و به قول خودش ورجه وورجه کردن بپردازد.
می‌تواند درس بخواند و به مطالعه کتاب در کتابخانه و ... بپردازد.
می‌تواند قدم بزند، راه برود، فکر کند، در خودش باشد، درد دل کند و ...
● سه زنگ تفریح با چه اهدافی؟
۱) نوع تغذیه مناسب را آموزش دادن
۲) رسیدگی به وضعیت جسمانی دانش‌آموزان
۳) رشد همه جانبه کودکان و یادگیری با هم بودن و رسیدن به تعامل اجتماعی
۴) شناخت دانش‌آموز از نظر جنبه‌های مختلف زیستی، فرهنگی، حرکتی، اجتماعی و ...
۵) ایجاد حس دوستی و معاشرت با دیگران و به عبارتی ساختن انسان‌های اجتماعی
۶) ایجاد حس رقابت در کنار رفاقت و دوری از حسادت و کاهش ستیزه‌جویی
۷) آنچه که در درون خود به صورت آگاه یا ناخودآگاه دارد، به صورت بازی درآورده و مقاصد و امیال خود را با کسب لذت به پالایش و برون فکنی می‌رساند.
۸) خندیدن، شاد بودن، لذت بردن و در نتیجه بالا رفتن راندمان کار در کلاس
۹) رعایت اصول و مقررات یا به عبارتی یک تمرین اشتراکی در جهت پیروی از نظم و قانون
۱۰) انتقال فرهنگ و سنن و بازسازی آن
۱۱) درک شکست و برخورد مناسب و منطقی با آن در نتیجه سازگاری و مطابقت با شرایط
● سخن آخر
در کنار ما چهار دیواری است به نام مدرسه. کودکانی در آن به تحصیل مشغولند که به جز روزهای امتحان (آنهم ما مقصر هستیم) در بقیه اوقات‌ شاداب و خوشحال هستند. این شادابی و حضور را در مدرسه سبزتر و زیباتر کنیم. با تامین صحیح اوقات آنها و استفاده از طرح‌های جدید و نو که ایستایی موجب رکود است و توقف و حرکت و نوآوری باعث تلاش و شادابی و طراوت بیشتر. مدرسه را می‌سازیم آنگونه که باید ساخته شود؛ با سه ویژگی حساس، فعال و خلاق بودن.
منبع : سایت آفتاب

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 23:59 توسط س |


 آيا فرزندتان‌ از اعتماد به‌ نفس‌ بالايي‌ برخوردار است‌؟

خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس کليد مشاهده نتيجه را فشار دهيد.

 
1. زماني‌ كه‌ صحبت‌ از رعايت‌ بهداشت‌ فردي‌ و رسيدگي‌ به‌ ظاهر فرزندتان‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد:
شما هميشه‌ مجبوريد با چرب‌ زباني‌، فرزندتان‌ را به‌ حمام‌ بفرستيد و دائما بابت‌ رسيدگي‌ به‌سر و وضع‌ ظاهري‌اش‌، با او سر و كله‌ بزنيد.
او سعي‌ دارد كه‌ به‌ سر و وضع‌ ظاهرش‌ برسد و نكات‌ بهداشتي‌ را رعايت‌ كند، ولي‌، گاهي‌اوقات‌، لازم‌ است‌ كه‌ شما سرش‌ غر بزنيد و به‌ او تذكراتي‌ بدهيد.
او به‌ سر و وضع‌ ظاهرش‌، اهميت‌ زيادي‌ مي‌دهد و براي‌ اين‌ كه‌، هميشه‌، احساس‌ خوبي‌ داشته‌باشد، نكات‌ بهداشتي‌ را با دقت‌ و به‌ طور كامل‌ رعايت‌ مي‌كند و به‌ ندرت‌ اوقاتي‌ پيش‌ مي‌آيند كه‌ لازم‌باشد شما تذكري‌ در اين‌ رابطه‌ به‌ او بدهيد.

2. قرار است‌ هفته‌ آينده‌، فرزندتان‌ اولين‌ جلسه‌ اجرا و تك‌ نوازي‌ پيانويش‌ را انجام‌ دهد. او:
تقريبا از فرط نگراني‌ بابت‌ فرا رسيدن‌ روز مقرر، از خواب‌ و خوراك‌ مي‌افتد و نگراني‌ و دلشوره‌يك‌ لحظه‌ هم‌ دست‌ از سرش‌ بر نمي‌دارند، چرا كه‌، از اين‌ وحشت‌ دارد كه‌ مبادا در هنگام‌ تمرين‌ و اجرا بامشكلي‌ مواجه‌ گردد. او دائما از شما مي‌پرسد كه‌ اگر نتواند تك‌ نوازي‌اش‌ را درست‌ و به‌ نحو احسن‌انجام‌ دهد، چه‌ اتفاقي‌ مي‌افتد.
آن‌ طور كه‌ بايد و شايد، وقتش‌ را به‌ تمرين‌ پيانو اختصاص‌ نمي‌دهد، ولي‌، آنقدرها هم‌ اضطراب‌و دلشوره‌ ندارد.
با وجود آن‌ كه‌، كاملا مشخص‌ است‌ كه‌ اضطراب‌ دارد و اعصابش‌ خرد است‌، ولي‌، دست‌ ازتمرين‌ و تلاش‌ بر نمي‌دارد و مدام‌ از شما مي‌پرسد كه‌ تك‌ نوازي‌ را بايد به‌ چه‌ شكلي‌ انجام‌ دهد تا آن‌ رابه‌ بهترين‌ نحو ايفا كرده‌ باشد.

3. اگر فرزندتان‌ در يك‌ امتحان‌ يا مسابقه‌ ورزشي‌، بالاترين‌ و بهترين‌ نمره‌ يا امتياز را به‌ خودش‌اختصاص‌ دهد، واكنش‌ او بعداز پايان‌ چگونه‌ خواهد بود؟
دائما از خودش‌ تعريف‌ مي‌كند و اذعان‌ مي‌دارد كه‌ آن‌ همه‌ سخت‌كوشي‌، تمرين‌، ممارست‌،پشتكار و تلاش‌ كه‌ از خودش‌ به‌ خرج‌ داده‌ بود، بي‌نتيجه‌ نمانده‌ و باعث‌ شدند كه‌ او بهترين‌ امتياز و نمره‌را بگيرد.
بدون‌ اين‌ كه‌ صحبتي‌ از پيشرفت‌ و موفقيتش‌ به‌ ميان‌ بياورد، مدام‌ از دروس‌ يا مسابقاتي‌ صحبت‌مي‌كند كه‌ در ايفاي‌ آنها با مشكل‌ مواجه‌ است‌.
مدام‌ به‌ نمره‌ و امتياز بالايش‌ مي‌بالد و فخر مي‌فروشد و شما را وا مي‌دارد كه‌ بابت‌ آن‌ به‌ او جايزه‌بدهيد و به‌ تمجيد و تحسين‌ از او بپردازيد.

4. زماني‌ كه‌، دانش‌آموز جديدي‌ به‌ كلاس‌ فرزندتان‌ مي‌آيد، فرزند شما:
با خوشحالي‌ و رويي‌ باز به‌ دانش‌ آموز جديد خوش‌ آمد مي‌گويد و به‌ استقبال‌ او مي‌رود و اين‌در حالي‌ است‌ كه‌ شايد شما در خانه‌ تذكراتي‌ در اين‌ رابطه‌ به‌ او داده‌ باشيد.
نسبت‌ به‌ او بي‌اعتنا و بي‌تفاوت‌ است‌ و منتظر مي‌ماند تا ببيند كه‌ بقيه‌ دانش‌آموزان‌ كلاس‌،چگونه‌ پذيراي‌ دانش‌ آموز جديد مي‌شوند و چه‌ واكنشي‌ از خود نشان‌ مي‌دهند.
پيش‌ مي‌رود و خودش‌ را به‌ دانش‌آموز جديد معرفي‌ مي‌كند و كمي‌ با او گپ‌ مي‌زند، ولي‌، بيشتراز آن‌ با او صميمي‌ نمي‌شود تا مبادا احساس‌ راحتي‌ و آرامش‌ به‌ فرد تازه‌ وارد دست‌ دهد!

5. زماني‌ كه‌ فرزندتان‌ مرتكب‌ خطايي‌ مي‌شود، مثلا، پاسخ‌ يكي‌ از سؤالات‌ امتحاني‌اش‌ را به‌ اشتباه‌مي‌نويسد و يا شانس‌ و فرصت‌ كسب‌ امتيازي‌ را در يك‌ مسابقه‌ ورزشي‌ از دست‌ مي‌دهد، او:
درصدد كسب‌ كمك‌ بر مي‌آيد، بعد از اطلاعاتي‌ كه‌ در اختيارش‌ قرار مي‌گيرد براي‌ رفع‌ خطا واشتباهش‌ در امتحان‌ يا مسابقه‌ بعدي‌ بهره‌ مي‌گيرد.
بلافاصله‌ سرخورده‌، خشمگين‌ و مأيوس‌ مي‌شود و اكثر اوقات‌، ديگران‌ را مقصر قلمداد مي‌كندو يا به‌ تحقير خودش‌ مي‌پردازد و عباراتي‌ توهين‌آميز و خوار كننده‌ نثار خودش‌ مي‌كند، مثل‌: «من‌ احمقي‌بيش‌ نيستم‌!» و يا «من‌ فردي‌ بي‌برنامه‌، به‌ هم‌ ريخته‌ و خارج‌ از كنترل‌ هستم‌!»
دوباره‌ سعي‌ و تلاشش‌ را به‌ كار مي‌بندد، ولي‌ يأس‌، دلسردي‌ و نااميدي‌، به‌ وضوح‌، در او هويدااست‌.

6. وقتي‌ فرزندتان‌ و دوستش‌، در زمينه‌ به‌ توافق‌ رسيدن‌ بر سر يك‌ بازي‌ مشترك‌ با هم‌ اختلاف‌ پيدامي‌كنند، فرزند شما:
به‌ سرعت‌ با دوستش‌ قهر مي‌كند و به‌ سراغ‌ بچه‌هاي‌ ديگر مي‌رود.
تلاش‌ خودش‌ را به‌ كار مي‌بندد تا با دوستش‌ به‌ توافقي‌ برسد و اگر لازم‌ باشد او كوتاه‌ مي‌آيد تابتوانند با هم‌ بازي‌ كنند و مدتي‌ سرگرم‌ باشند.
تسليم‌ نظر دوستش‌ نمي‌شود و آنقدر روي‌ خواسته‌اش‌ اصرار و پافشاري‌ مي‌كند كه‌ او را وادار به‌تسليم‌ كند، در غير اين‌ صورت‌، او را به‌ حال‌ خودش‌ رها مي‌كند و يك‌ بازي‌ تك‌ نفره‌ را انجام‌ مي‌دهد.

7. فرض‌ كنيد كه‌ فرزندتان‌ در زمينه‌ ورزش‌، مباحثه‌، گفتگو، بازي‌ و عملكرد يك‌ نابغه‌ است‌. حالابگوييد كه‌ او در زمينه‌ مسلط شدن‌ بر كارها و فعاليت‌ هايي‌ كه‌ از انجام‌ آنها، به‌ شدت‌، لذت‌ مي‌برد، ولي‌در كسب‌ مهارت‌ در انجام‌ آنها، خيلي‌ خوب‌ عمل‌ نمي‌كند، چگونه‌ واكنشي‌ از خود نشان‌ مي‌دهد؟
او هر طور شده‌، در هر زمان‌ و در هر مكان‌ به‌ انجام‌ آنها مي‌پردازد، آن‌ هم‌ به‌ صورت‌ تفنني‌ وتفريحي‌ و آنها را به‌ عنوان‌ سرگرمي‌هايي‌ در نظر مي‌گيرد كه‌ در انجام‌ آنها خيلي‌ ماهر و ورزيده‌ نيست‌ و به‌نقصان‌ها و كاستي‌هاي‌ خودش‌ مي‌خندد و از آنها درس‌ عبرت‌ مي‌گيرد.
او از انجام‌ آنها اجتناب‌ مي‌ورزد، چرا كه‌ اصلا دوست‌ ندارد مسخره‌ و مضحكه‌ ديگران‌ شود. اوترجيح‌ مي‌دهد كه‌ وقت‌ و حواسش‌ را روي‌ انجام‌ كارهايي‌ متمركز نمايد كه‌ در آنها خبره‌ و ماهر است‌.
به‌ هر حال‌، او سعي‌ مي‌كند به‌ انجام‌ آنها بپردازد، ولي‌ اگر متوجه‌ شود كه‌ فردي‌ او را زير نظر داردو حواسش‌ به‌ او است‌، فورا متوقف‌ مي‌شود و عقب‌ گرد مي‌كند، چرا كه‌، احساس‌ خجالت‌ و شرمندگي‌به‌ سراغش‌ مي‌آيد.

8. شما و فرزندتان‌ مشغول‌ حل‌ يك‌ معما يا چيستان‌ هستيد و مشخص‌ است‌ كه‌ او پاسخ‌ صحيح‌ رانمي‌داند. او:
به‌ ذهنش‌ فشار مي‌آورد و فكرش‌ را به‌ كار مي‌اندازد، ولي‌ از اين‌ كه‌ نمي‌تواند پاسخ‌ را پيدا كند،مأيوس‌، دلسرد و نااميد مي‌شود.
به‌ راحتي‌ و به‌ سرعت‌ اعتراف‌ مي‌كند كه‌ پاسخ‌ صحيح‌ را نمي‌داند، و بعد با دقت‌ و هوشياري‌فراوان‌ به‌ پاسخ‌ صحيحي‌ كه‌ شما مي‌دهيد، گوش‌ فرا مي‌دهد و شايد حتي‌ بعد از شنيدن‌ آن‌، براي‌دستيابي‌ به‌ كليد اصلي‌ و جزييات‌ بيشتر، پرسش‌هايي‌ زيركانه‌ از شما به‌ عمل‌ آورد.
درصدد است‌ تا بلوف‌ بزند و جوابهايي‌ به‌ شما بدهد و در عين‌ حال‌، اصرار دارد كه‌ پاسخ‌ صحيح‌هماني‌ است‌ كه‌ او ارايه‌ مي‌دهد.

9. وقتي‌ فرزندتان‌ با فعاليتي‌ جديد مواجه‌ مي‌شود، مثلا، يادگيري‌ دوچرخه‌ سواري‌ يا در هنگام‌اولين‌ جلسه‌ درس‌ هنري‌اش‌، او:
آن‌ را همچون‌ كار بسيار آساني‌ مثل‌ آب‌ خوردن‌ در نظر مي‌گيرد و شروع‌ به‌ خودستايي‌ و لاف‌زني‌ مي‌كند كه‌ قادر است‌ به‌ راحتي‌ از پس‌ آن‌ برآيد، بعد زماني‌ كه‌ در هنگام‌ اولين‌ مرتبه‌ تمرين‌ با مشكلي‌مواجه‌ مي‌شود، احساس‌ عجز، سرخوردگي‌، يأس‌ و ناتواني‌ شديد و محض‌ به‌ سراغش‌ مي‌آيد و از آن‌دست‌ مي‌كشد.
از اين‌ كه‌ مهارت‌ جديدي‌ ياد مي‌گيرد، خيلي‌ خوشحال‌ و ذوق‌ زده‌ است‌، ولي‌ زماني‌ كه‌ متوجه‌مي‌شود كه‌ براي‌ ماهر شدن‌ در آن‌ بايستي‌ تلاش‌ و كوشش‌ فراواني‌ به‌ خرج‌ دهد، كمي‌ سرخورده‌ و نااميدمي‌شود.
به‌ خوبي‌ مي‌داند كه‌ لازمه‌ يادگيري‌ و ماهر شدن‌ در هر زمينه‌اي‌، تلاش‌، جديت‌، اراده‌ وسخت‌كوشي‌ است‌، به‌ همين‌ دليل‌، با عزمي‌ جزم‌ و راسخ‌ براي‌ يادگيري‌ پيش‌ مي‌رود و از هر علامت‌كوچكي‌ دال‌ بر پيشرفت‌ و موفقيتش‌ به‌ وجد مي‌آيد و لذت‌ مي‌برد.

10. فرزندتان‌ در درس‌ رياضيات‌ با مشكل‌ مواجه‌ است‌. در هنگام‌ يادگيري‌ يك‌ درس‌ جديد رياضي‌،او:
مي‌گويد كه‌ قادر به‌ حل‌ مسايل‌ رياضي‌ نيست‌ و بدون‌ اين‌ كه‌ سعي‌ و تلاشي‌ از خودش‌ صورت‌دهد، نااميد مي‌شود و نسبت‌ به‌ آن‌ درس‌، حالت‌ تنفر و بيزاري‌ پيدا مي‌كند.
ابتدا، نهايت‌ سعي‌ و تلاشش‌ را براي‌ حل‌ مسايل‌ رياضي‌ به‌ كار مي‌بندد، ولي‌ زماني‌ كه‌ متوجه‌مي‌شود كه‌ به‌ راحتي‌ از پس‌ حل‌ آنها بر نمي‌آيد، سرخورده‌ مي‌شود و دست‌ از كوشش‌ بر مي‌دارد.
با اراده‌ و پشتكاري‌ مثال‌ زدني‌ و تحسين‌ برانگيز، نهايت‌ سعي‌ و تلاشش‌ را براي‌ حل‌ مسايل‌رياضي‌ به‌ كار مي‌بندد و كم‌كم‌ و با كمك‌ شما و آموزگارش‌، بر مشكل‌ خود فايق‌ مي‌آيد.

مشاهده نتيجه


+ نوشته شده در جمعه 14 مهر1385ساعت 13:32 توسط س |


روشهاي تدريس 

 

 

 

روش حل مسئله

 

 

 

 

 

يك روش  تدريس در قالب الگوي حل مسائل.

 

قابل تحليل بكارگيري تحت عنوان روش حل مسأله، روش يعني در عمل اجرا كنيم يا گاهي روشهاي مسأله محور نگر ميگويند. در اين روش چنانكه در الگو اشاره كردم به هيچ وجه معلم نقش انتقال اطلاعات را مستقيم و غيرمستقيم ندارد بلكه نقش راهنما را دارد. براي اينكه يك مقدار عيني تر شود چون در مباحث گذشته در مورد حل مسأله بحث شد.

 

 

 

حالا عزيزاني كه ميخواهند در الگوي حل مسأله مطالعه كنند ميتوانند آن بحث را دنبال كنند. ولي در اينجا سعي ميكنند پراتيكال ،، عملي در مورد اجراي حل مسأله كه اگر ميخواهم در مورد آن الگو، روش بكار بگيرم ، چگونه عمل كنم.

 

در اين روش، روش حل مسأله هميشه هم ميشود يادگيري مشاركتي، يادگيري كار كرد. هم ميشود گروهي و انفرادي كار كرد ولي اساس كار اين است در مرحله اول وقتي معلم وارد كلاس ميشود بجاي انتقال اطلاعات موقعيتي را ايجاد ميكند كه براي شاگرد سؤال ايجاد كند يك موقعيت متناقض و متضاد و حتي همراه با تحير و شگفتي و اين موقعيت نامعين با همراه تغيير سبب ميشود كه سؤالات زيادي در ذهن شاگرد ايجاد شود.

 

 

 

مثلاً : فرض كنيم ميخواهد معلمي درباره برق ، الكتريسيته صحبت كند اون نمي‏آيد كه بگويد برق چيه ؟ الكتريسيته چيه؟ ميآيد چراغ روميزي كلاس را جوري سازماندهي كرد .داراي پرده هميشگي است و با يك لامپ روميزي اين روشن ميشود .البته لامپهاي كوچك ديگر در كلاس هستند.

 

 

 

معلم به ليستها نگاه ميكند يك مرتبه لامپ كلاس ميتركد يك موقعيت نامعين . كلايس تاريك يا نيمه تارك ميشود . بچه ها سر را بلند ميكند .چي شده حتي به طنز ممكن است، بقول يكي از معلمان بزگوار ميگويد، يكي از شاگردان به دوستش ميگه خنگه مگر نميبيند لامپ منفجر شد.

 

راستي بچه‏ها لامپ چيست و جريان الكتريسيته چيست ، اصلاً‌چرا لامپ منفجر شده درچه چيزي در كلاس ايجاد مي‏كند .

 

يا معلم ديگري در علوم اجتماعي درس آن وظايف شهرداري است ، نميخواهد بگويد من وظايف شهرداري را ميخواهم درس بدهم موقعيتي ايجاد كنم ميآيد يا يك حلقه فيلم قسمتي از شهر را كه نارسايي دارد مطرح ميكند با مصاحبه كوچك از مردم مي‏كند بعد روي ميكند. در آن محله تان كه شما در آن زندگي ميكنيد چه مشكلاتي دارد .آن جلسه را با بچه شروع ميكند به بحث كردن .

 

 

 

و هرگروهي از بچه ها مشكلات شهرستان را ياداشت ميكند و معلم اينها را يادداشت ميكند و حتي ممكن است زماني بگذرد كه بچه ها دقت بيشتري كند.ازطلاعات محلتان را طرح ميكنند روي تابلو مينويسند در كلاس.

 

 

 

 

 

مرحله دوم :

 

مرحله دوم سؤال معلم نه راستي بچه ها حل مشكلات به عهده كيست ؟ پس مرحله اول طرح مسأله يا ايجاد يك موقعيت سؤال برانگيز يا جديد نامعين يا متضاد .

 

 

 

در مرحله دوم بحث تبادل نظر است. در مورد آن مسأله، اين مشكلات مال كيست؟ ممكن بچه ها در كلاس مطرح كنند و بحث كنند گروهي عكس است بگذاريد وظيفه استانداري ، فرمانداري، گروهي ميگويند وظيفه شهرداري چيست؟

 

حرفها مختلفي بچه ها ميگويند ، معلم همه اينها را مينويسد و ميگويد بچه ها اينها را ميگويد جزو وظايف آنها است مطمئنيد يا خير ميگويند نه خير ميگويد براي اينكه شما بتواند دقيق پيش بيني كنيد يا مثل همان لامپ علت چيست : هر كدام دلايل را ميگويند . آيا اين دلايلي را كه شما ميگوييد : مطمئن هستيد .

 

 

 

بچه ها :‌نه خانم يا آقا همين جوري ميگوييم .

 

ميگويد : بارك ا... هميم خوب،  اشكالي نداره ،‌ حالا آمديد پيش بيني كرديد اين پيش بيني را فرضيه سازي گويند . راه حلي كه شما داريد پيشنهاد ميكنيد. علتي را كه داريد ميگوييد ولي هنوز اثبات نشده است بچه ها را در اين جلسه ميتوانيد گروهبندي كيند ، هدايت كنيد بطرف فعاليتي خيل خوب.

 

 

 

حالا ميتوايند از كتابخانه ، از افراد، از هر جاي كتاب درسيتان مطالعه كنيد و پيدا كنيد اين وظايف اين نارسها را پيدا كيند كه ميگويد كوچه برق ندارد، وظيفه كيست؟ بچه ها را به كتابها و افراد رجوع ميدهد به عنوان يك محقق، اينجا در واقع كمك ميكند به آزمايش فرضيه.

 

اطلاعات را جمعآوري ميكنند و وقتي اطلاعات را جمعآوري ميكنند گروه وارد كلاس دورهم ميشوند . اطلاعات را روي هم ميريزند و مشورت ميكنند.

 

بعدمعلم از اينها ميخواهد كه نماينده گروه بيايد در كلاس بگويد اطلاعاتي كه بدست آورد .

 

 

 

مثلاُ يكي ميگويد اين وظيفه شهرداري است.

 

چرا؟ من فلان كتاب را خواندم .منابع را اشاره ميكند .با ذكر منابع .

 

بعد بحث ميكند ممكن است عدهاي رد ميكنند نه خير آقا ، اين منبع ضعيف است .