تبليغاتX
tadbir - پيشنهاد تدريس حجم و جرم در علوم دوم ابتدايي

tadbir

روشهای تدریس -ارزشیابی -تکنولوژی - نوشتن خلاق و....

 
تدريس موضوع جرم و حجم در پايه دوم ( 1 )
يكي از مهم‌ترين مسائلي كه هنوز بسياري از معلمان پايه دوم ابتدايي نگران تدريس آن هستند ، آموزش مفهوم حجم و جرم در درس علوم است . بيشتر آموزگاران تصور مي‌كنند كه در پايان اين درس ، دانش‌آموزان بايد بتوانند كلمات جرم و حجم را در زندگي روزمره به خوبي به كار ببرند و مفاهيم آن كلمات را هم دقيقاً بدانند و تعاريف آن‌ها را بيان كنند . اما نظر مؤلفان محترم اين موضوع درسي اين است كه اگر دانش‌آموز بتواند از كلمات (( حجم و جرم )) به معناي دقيق آن استفاده كند ، مطلوب است . ولي اهداف اصلي از تدريس اين مبحث دقيق در پايه دوم ، آموزش اين مفهوم است كه دانش‌آموز درك كند هر ماده‌اي در هر يك از سه حالت كه باشد ، جايي به خود اختصاص مي‌دهد ( حجم دارد ) و در عين حال جرم هم دارد . البته دانش‌آموزان اين مطالب را پس از انجام دادن آزمايش‌ها در مي‌يابد و هدف آن است كه در پايان درس ، از مطالب جرم وحجم به صورت كاربردي استفاده كند . مثلاً بتواند حدس بزند كه در يك جعبه مقوايي كوچك ، چند قوطي كبريت جا مي‌گيرد يا مثلاً پيش‌بيني كند كه يك جعبه مقوايي كوچك ، تحمل سنگيني چه مقدار سنگ ريزه را دارد يا بتواند قطعه سنگي پيدا كند كه سنگيني ( جرم ) آن با سنگيني (‌جرم ) يك توپ بزرگ يا چيزي مشابه آن ، يكسان باشد و . . .
بر اساس همين ديدگاه‌ها بود كه تدريس موضوع (( حجم )) را اين گونه شروع كردم : ابتدا به هر گروه 2 تا 3 نفري دانش‌آموزان ، يك قوطي كبريت خالي و تعداد زيادي چوب كبريت دادم ، سپس از آن‌ها خواستم چوب كبريت‌ها را تا جايي كه مي‌توانند ، طوري در قوطي كبريت جا بدهند كه در قوطي به راحتي باز و بسته شود .
بچه‌ها با انجام دادن اين فعاليت دريافتند كه نمي‌توانند بيشتر از تعدادي چوب كبريت ، با همه كوچكي ، باز هم جا مي‌گيرد . سپس به هر گروه يك استكان كوچك خالي و يك استكان بزرگ پر از آب و يك بشقاب دادم و از آن‌ها خواستم به كمك اين وسايل سعي كنند تا جايي كه مي‌توانند ، آب استكان بزرگ را در استكان كوچك جا بدهند . با انجام دادن اين آزمايش ، بچه‌ها مشاهده كردند كه استكان كوچك مقدار معيني آب جا مي‌گيرد و اگر بيشتر از آن ، آب داخل آن بريزيم ، بيرون مي‌ريزد . يعني استكان كوچك مقدار كمي‌آب داخل خود جا مي‌دهد . و آب هم جا مي‌گيرد . . .
سپس چند جسم مختلف مانند يك قطعه كوچك سنگ ، چند سكه ، يك كليد روي ميز گذاشتم و از آن‌ها پرسيدم : (( راستي بچه‌ها ، آيا چيزهاي ديگر مانند سنگ و اين‌ها همه جا مي‌گيرند ؟ )) بچه‌ها به فكر فرو رفتند . فرصت را مغتنم شمردم و پرسيدم : (( بچه‌ها ، آيا مي‌توانيد با آزمايش نشان بدهيد كه سنگ و چيزهاي ديگر هم جا مي‌گيرند ؟ ))
بچه‌ها با شادماني مشغول صحبت با يكديگر شدند . مدتي فقط تماشاگر كارهايشان بودم و بدون آن كه گروهي را تشويق يا گروهي را تضعيف كنم ، با نگاه ياريشان مي‌كردم . مدتي گذشت . آن‌ها با هم فكري به اين نتيجه رسيدند كه اگر سنگ را در استكان آب بيندازند آب آن بالاتر مي‌آيد يا حتي بيرون مي‌ريزد . يعني به قول خودشان سنگ هم جا مي‌گيرد . اين آزمايش خيلي براي بچه‌ها جالب بود و چون خودشان آن را طراحي كرده بودند ، از انجام دادن آن لذت مي‌بردند .
زمان را مناسب دانستم و به آن‌ها گفتم كه نام علمي‌ عبارت (( جا مي‌گيرد )) ، عبارت (( حجم دارد )) است ، سپس از آن‌ها خواستم مطالب و آزمايش‌هايي را كه انجام داده‌اند ، با عبارت جديد تكرار كنند .
آن‌گاه چند ظرف شيشه‌اي را ، كه شكل‌هاي يكسان و حجم‌هاي متفاوتي داشتند ، به آن‌ها نشان دادم و از بچه‌ها خواستم حجم آن‌ها را با هم مقايسه كنند . شور و هيجان لذت بخشي كلاس را پر كرده بود ، مسأله‌ي جالبي بود ! بچه‌ها به صحبت كردن با همديگر پرداختند و من از اين رفتارشان فهميدم كه احتياج به فكر كردن و مشورت دارند . به آن‌ها چند دقيقه فرصت دادم و در همين وقت زنگ به صدا در آمد . بچه‌ها با اشاره ي من فهميدند كه مي‌توانند از كلاس خارج شوند و به طرف در كلاس حركت كردند در حالي كه موضوع جالبي براي تحقيق پيدا كرده بودند . . .
بچه‌ها با شادماني مشغول صحبت با يكديگر شدند . مدتي فقط تماشاگر كارهايشان بودم و بدون آنكه گروهي را تشويق يا گروهي را تضعيف كنم ، با نگاه ياريشان مي‌كردم .

 
حجم و جرم
در پايه‌ي دوم ( 2 )
مي‌دانيم كه جرم در واقع مقدار ماده‌ يك جسم است . هر گاه جسمي ‌داراي جرم ، در نزديكي يك جرم بزرگ ديگر قرار بگيرد از آن جرم بزرگ‌تر ، بر جرم كوچك‌تر نيرويي وارد مي‌شود كه آن را به طرف خود مي‌كشد . بر ما و هر چه روي زمين است نيز ، از كره‌ي زمين ، كه جسمي‌ با جرم بسيار زياد است ، نيرويي وارد مي‌شود كه همه را به طرف خود جذب مي‌كند به اين نيرو ، وزن مي‌گويند . هر چه جسمي‌جرم بيشتري داشته باشد ، نيروي وزن آن هم بيشتر مي‌شود . البته وزن يك جسم در كره‌ي زمين بيشتر از آن جسم در كره‌ي ماه است . چون كره‌ي زمين جرم بيشتري دارد و با نيروي بيشتري جسم را به طرف خود جذب مي‌كند . در حالي كه در فضاي بين سيارات همين ماده ، با اين كه داراي جرم است ، چون نيرويي از سياره‌اي برآن وارد نمي‌شود ، وزن ندارد . درست است كه مفهوم سنگيني با وزن معادل است ، چون مي‌خواهيم در اين درس مفهوم جرم را آموزش دهيم و هر چه جسمي‌جرم بيشتري داشته باشد‌، وزن آن هم بيشتر است و بعلاوه كودكان ما ، در سني نيستند كه ارتباط جرم و وزن و تفاوت آن‌ها را درك كنند و يا با مسائل بي وزني برخورد داشته باشند ، لذا هيچ اشكالي وجود ندارد كه ما آشنايي با مفهوم ((‌جرم )) را با مفهوم (( سنگيني )) آغاز كنيم كه مفهومي ‌جا افتاده و آشنا براي كودكان است . بچه‌ها از كودكي آموخته‌اند كه بعضي چيزها را به راحتي مي‌توانند بلند كنند و بعضي چيزها را اصلاً نمي‌توانند بلند كنند‌. به عبارت ديگر دريافته‌اند كه بعضي چيزها سنگين‌تر از چيزهاي ديگرند مثلاً سنگ از چوب سنگين‌تر است و . . . لازم به ذكر است كه ما مفهوم جرم را وقتي تدريس مي‌كنيم كه مفهوم حجم در جلسات قبل ، كاملاً جا افتاده باشد تا دانش‌آموزان بتوانند به خوبي اين دو را از هم تفكيك كنند .
و اما تجربه‌اي در تدريس موضوع (( جرم )) :
براي آنكه توجه بچه‌ها به مسئله سنگيني جلب شود درس را اين گونه شروع كردم ، در حالي كه جعبه بزرگ و سنگيني در دست داشتم وارد كلاس شدم ، بچه‌ها با ديدن من در آن حالت ، تعجب كردند ، حتي يكي دو نفر هم خواستند به من كمك كنند . از آن‌ها تشكر كردم و آن جعبه را بعنوان معماي درس روي ميز گذاشتم ، در حالي كه با خط درشت كلمه‌ي جرم را روي جعبه نوشته بودم . سپس از داخل جعبه تعدادي اشياء مختلف مانند جعبه‌ي دستمال كاغذي ، پاكن ، سكه ، كليد ، سنگ ، چوب ، قوطي كبريت ، خمير اسباب بازي ، ليوان و . . . بيرون آوردم و روي ميز گذاشتم . . . توجه بچه‌ها به آن وسايل جلب شد ، به تك تك آن‌ها دست زدند و آن‌ها را با هم مقايسه كردند . چند دقيقه آن‌ها را رها كردم تا با آرامش با آن وسايل مشغول شوند . بعد از آن سؤال كردم : راستي بچه‌ها ، كداميك از وسايل روي ميز شما سنگين است‌؟ كداميك سبك است ؟
بچه‌ها سرگرم مقايسه شدند ، تشخيص دادن سبك و سنگيني براي بعضي اشياء خيلي آسان بود ، اما براي اشيايي كه وزن يا جرم آن‌ها نزديك بهم بود كمي ‌مشكل شد . از آن‌ها خواستم كه خودشان راهي پيشنهاد كنند كه بتوانيم بفهميم كدام سنگين‌تر است . بچه‌ها ، ابتدا با توجه به تجربه كودكي شان ، وسايل را در دست‌هايشان گذاشتند و مانند ترازوي دوكفه‌اي آن‌ها را با احساس خودشان بالا و پايين كردند . اما مثل اينكه راضي نمي‌شدند . يكي دو نفر از بچه‌ها پرسيدند آيا مي‌شود به ما ترازو بدهيد ؟ بقيه بچه‌ها هم كه گويي گمشده خود را پيدا كرده بودند با صداي بلند و با شادي از ما ترازو خواستند . وقتي ترازوها را از داخل جعبه معمايي بيرون آوردم ، بچه‌ها با هيجان و خوشحالي شروع به آزمايش كردند . ( مي‌دانيد كه ترازوي دو كفه‌اي، جرم را اندازه گيري مي‌كند ولي ترازوي يك كفه‌اي براي اندازه گيري وزن به كار مي‌رود . ) آن‌ها ابتدا آزمايش را با وسايل روي ميزشان انجام دادند ولي مسأله آن قدر برايشان جالب بود كه به لوازم دور و بر مانند كتاب ، دفتر ، سنگ ترازو و . . . هم رو آورند . احساس كردم بچه‌ها به رمان كافي براي تجربه فردي نياز دارند ، به همين جهت آن‌ها را آزاد گذاشتم تا هر قدر دلشان مي‌خواهد با ترازو آزمايش كنند ، بعضي‌ها در يك كفه‌ي ترازو يك سنگ و در كفه‌ي ديگر تعداد زيادي اشياء كوچك گذاشته بودند ، بعضي در يك كفه‌ي ترازو يك سنگ كوچك و در كفه‌ي ديگر يك جعبه‌ي دستمال كاغذي گذاشته بودند و با اين حال ترازوها در حالت تعادل بودند ! همه اين‌ها براي بچه‌ها جالب و هيجان آور شده بود . . .
وقتي احساس كردم بچه‌ها به اندازه‌ي كافي با ترازو كار كرده‌اند ، از آن‌ها خواستم كه درباره‌ي ميزان سبك و سنگيني وسايل اطرافشان هم حدس‌هايي بزنند ، مثلاً قفسه كتاب‌ها را با نيمكت خودشان مقايسه كنند و . . . سپس از آن‌ها درباره‌ي آزمايش‌هايي كه انجام داده بودند سؤالاتي پرسيدم . در اين موقع به كلمه جرم كه روي جعبه معمايي نوشته بودم اشاره كردم و از بچه‌ها خواستم كه به نام گذاري جديد دقت كافي كنند . براي آن‌ها توضيح دادم كه منظور از جرم همان سنگيني است ، يا مثلاً وقتي از يك تكه بزرگ خمير ، قسمتي كوچك را جدا كنيم ، جرم خمير كمتر مي‌شود و . . . سپس از بچه‌ها خواستم خودشان نتايج آزمايش‌هايي را كه انجام داده‌اند با كلمه جرم بيان كنند ( هر كدام از دانش‌آموزان يك جمله جالب ، مربوط به تجربه‌ي خاص خودش و غير تكراري با بقيه بچه‌ها ) تا ابن كلمه در فرهنگ لغات علمي ‌آن‌ها وارد شود و به آن عادت كنند . از صحبت‌هاي بچه‌ها فهميدم كه مفهوم جرم كاملاً جا افتاده است ، ولي هنوز به رابطه آن با حجم اشاره‌اي نكرده بودم . به بچه‌ها كمي‌خمير اسباب بازي دادم و از آن‌ها خواستم جسمي‌را انتخاب كنند و سپس به اندازه‌ي جرم آن جسم ، از خمير با جرم آن جسم برابر باشد . بعضي از بچه‌ها از ترازو استفاده كردند و بعضي ديگر آن قدر به حس و اندازه گيري دست شان اطمينان داشتند كه اين كار را با دست انجام دادند ، سرگرمي‌جالبي بود . مدتي به بچه‌ها وقت دادم تا مطمئن شوم كه اين موضوع را به خوبي فهميده اند و درست انجام‌ داده‌اند .سپس از بچه‌ها خواستم همان مقدار خمير را نگه دارند و در يك كفه‌ي ترازو بگذارند و از پنبه‌اي كه روي ميزشان بود ، آن قدر بردارند و در كفه‌ي ديگر قرار بدهند تا ترازو به تعادل در آيد يعني جرم خمير و جرم پنبه با هم يكسان شود . بچه‌ها وقتي آزمايش را به آخر رساندند ، تازه مسأله برايشان تعجب آور شده بود : ججم كمي‌خمير با حجم زيادي پنبه در دو طرف ترازو قرار داشتند و ترازو در حال تعادل بود ، يعني جرم دو جسم با هم برابر بود ولي حجم‌هايشان خيلي تفاوت داشت . از بچه‌ها خواستم خودشان آزمايشي شبيه اين آزمايش انجام دهند . آن‌ قدر مسأله براي بچه‌ها شيرين بود كه احتياجي به هيچ نوع ايجاد انگيزه اي نبود ، بزودي مي‌شد اجسام ريز و درشتي را ديد كه در ميان دست‌هاي كوچك بچه‌ها قرار مي‌گرفت ، با حجم‌هاي متفاوت اما با جرم‌هاي مساوي .
وقتي مطمئن شدم كه همه كلاس ، مطالب را به خوبي دريافته‌اند ، گفتم بچه‌ها با يك سؤال سخت موافقيد ؟ بچه‌ها كه گويي شجاعانه خود را براي نبرد با هر سؤالي آماده مي‌ديدند با صداي بلند موافقت خود را اعلام كردند .
پرسيدم : بچه‌ها ، آيا مي‌توانيد دو جسم را به من نشان دهيد كه حجم‌هايشان مساوي باشد ولي جرم‌هاي آن‌ها با هم فرق داشته باشد‌؟
بچه‌ها ، با خوشحالي به دنبال جستجو و همفكري و آزمايش كردن بودند‌، من هم مشغول جمع آوري وسايل روي ميزم بودم ، جعبه‌اي را كه اول ساعت به سختي وارد كلاس كردم ، به راحتي بلند كردم و روي نيمكت گذاشتم . ناگهان يكي از بچه‌ها كه در فكر پاسخ به سؤال من بود متوجه خالي بودن جعبه شد و گفت : راستي خانم معلم ، اين جعبه ! اول كلاس كه شما جعبه را آوريد خيلي سنگين بود چون پر از وسايل بود ، اما حالا خيلي سبك شده چون چيزي داخل آن نيست ، ولي حجم جعبه كه فرق نكرده ، پس جواب شما همين جعبه است ، همين جعبه معمايي ! بچه‌هاي ديگر هم با شادي حرف او را تأييد كردند . . .


با خود مي‌انديشيدم : چقدر لذت بخش است كه بچه‌ها اينقدر دقيق و جالب به مسائل توجه مي‌كنند كه حتي به فكر ما بزرگتر‌ها هم نمي‌رسد . . . ! 

منبع:گروه درسی علوم تجربی

 

+ نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 1:18 توسط س |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

كوچولوها
نگاه كودك
پژوهشكده تعليم و تربيت
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384


آرشیو موضوعی

كلام امير
ارزشيابي
فناوري اطلاعات
روش هاي تدريس
از ديگران (جملات کوتاه و خواندنی )
سفر(داستان های کوتاه )
نوشتن خلاق (مقاله های انشا و نگارش )
موفقیت
شعر
ما و كودكان
پنج خطاي مهم در طراحي آموزشي


پیوندها

كارشناسي تكنولوزي و گروههاي آموزشي
گروه مديريت
گروه ادبيات
گروه مشاوره
گروه ابتدايي و پيش دبستاني
گروه ابتدايي و پيش دبستاني
ارزشيابي
آموزش و پرورش شهرستانها ي تهران
سایت فرهنگی هنری زنده رود
تنبوشه
دیدار دوست (سید )
نرگسي مهربان
آموزش ابتدایی(مدرسه)
یک دوست عادی
آقا معلم
داداش کوچولو
آموزش و پرورش ایران
صدای معلم
اخبار ICT
فاوا نیوز
ریاضی برای همه
گرو ههای آموزشی 2
بهترين جستجو گر مقالات فارسي
تفكر و رياضي
وبلاگ گروهي معلمان رياضي
مهر بانو
آينه پژوهش
گفتاري چند
گر.ه پیش دبستانی سازمان
ترنم آموزش
مترجم پارس


قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin