خداوندا!
خداوندا!
من در کلبه حقيرانه ام چيزي دارم که تو در عرش کبريايي ات نداري، که من چون تويي دارم و تو همچون خودي نداري.
دكتر شريعتي
آري! آغاز، دوست داشتن است
گر چه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نيانديشم
که همين دوست داشتن زيباست
فروغ فرخزاد
من در کلبه حقيرانه ام چيزي دارم که تو در عرش کبريايي ات نداري، که من چون تويي دارم و تو همچون خودي نداري.
دكتر شريعتي
آري! آغاز، دوست داشتن است
گر چه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نيانديشم
که همين دوست داشتن زيباست
فروغ فرخزاد
__________________


+ نوشته شده در جمعه ۲۵ آبان ۱۳۸۶ ساعت 19:51 توسط س
|